بیماری سخت غزل
غــزل عزیزم: دو هفته است که تو خیلی مریضی و به لطف خدا الان کمی بهتر شدی این دو هفته به همه ی ما خیلی سخت گذشت هشت شبانه روز، تب بالایی داشتی، پیش چندین دکتر بردیمت داروهای مختلف و ... بالاخره کارت به سه تا آمپول آنتی بیوتیک قوی کشید. سرماخوردگی سختی بود، بدنت نسبت به آنتی بیوتیک مقاومت نشون میداد، شربت رو به سختی و با گریه میخوردی. کابینت خونه فقط پر از شربت شده بود. دکتر وقتی دید تو درست حسابی دارو نمیخوری برات آمپول خیلی قوی بنام سفتریاکسون تجویز کرد. بابایی اصلا دل نداشت نگهت داره تا آمپولت بزنن، عمو محمد توی تمام آمپولها باهات میومد و نگهت میداشت تا آمپولتو بزنن و بعد از آمپول هم با حوصله اینقدر بغلت میک...
نویسنده :
مامان غزل و سحر جون
9:18








