تولد متین جون
غزل و سحر عزیزم دیشب جشن تولّد یک سالگی متین جون، خونه ی عمومحمد دعوت بودیم. از غروب دایی عبّاس و زن دایی نجمه اومدن خونمون برای عیددیدنی و برای آماده کردن شما دوتا وروجک، زن دایی جون خیلی کمکم کرد. ما اوّلین مهمونای جشن تولّد بودیم. به محض اینکه به خونه ی عمو محمد رسیدیم، غزل تقاضای چادر و شال کرد، بابایی دوباره برگشت خونه و چادر و شال غزلو براش آورد. آغاز مهمونی، عمو علی و زن عمو سمیرا همه ی مارو با شاخه گل قشنگ خوش حال کرد، آخه شب تولّد متین جون توأم با تولّد حضرت فاطمه(س) و روز مادر بود: سحر و متین جون هم با صدای آهسته ، برای خودشون بازی میکردن و سرگرم بودن و غزل جون هم تمایلی به عکس گرفتن نداشت. قبل از ...
نویسنده :
مامان غزل و سحر جون
19:25










