سَبک مسافرت با کودک 16 ماهه
دخمل عزیزم حالا دیگه سبک مسافرت با تو تغییر کرده مخصوصا اگه مسافرت مسیرش دور باشه، مثل مسافرت به شمال ششم تا هشتم فروردین رفتیم شمال، موقع رفت به همراه باباجون، عزیز، فاطمه و دایی عباس بودیم تو شیطونک بودی اما قابل کنترل یا بغل عزیز خواب، یا بغل باباجون بازی، یا پیش فاطمه جیغ و یا به همراه دایی عباس شعر می خوندی و نای نای می کردی هر جایی که خسته میشدی ، دایی نگه می داشت و پیاده میشدیم تا تو استراحت کنی خونه ی خاله منیژه دختر خوبی بودی، البته با وجود باباجون من بیشتر اوقاتم رو با خاله گذروندم، بابا جون شش دانگ حواسش به تو بود. موقع اذان که میشد چادر برمی داشتی و رو به قبلا یه چیزایی می گفتی و یهو رو زمین می خواب...
نویسنده :
مامان غزل و سحر جون
2:05













