غزل شیطون

این غزل خانوم شیطون، وقتی در خوردن لواشک و ترشی زیاده روی میکنه و ممانعت منو میبینه، با استفاده از صندلی، به خواسته هاش میرسه
اما در این لحظه فکرشم نمیکرد، مامانش از پشت داره نگاهش میکنه
بهش هیچی نگفتم تا دستپاچه نشه و از روی صندلی نیافته
امّا با فلش دوربین ، حضور منو فهمید
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



غزل شیطون 
