تولّد رضا کوچولو
امروز صبح پیراهنی که خاله فریده برات گرفته بود تنت کردم تا به مهمونی بریم. خونه ی رضا کوچولو. رضا کوچولو، بچّه ی پسرعمه ی مامان غزله. دوم خرداد به دنیا اومده بود. اون موقع تو کوچولو بخاطر صرف توت فرنگی دچار تب شده بودی، بعدشم آبله مرغون و ... بالاخره امروز صبح من و تو به دیدن رضا کوچولو رفتیم. خیلی ناز و مامانیه. وقتی بغلش میکردم حسودیت میشد، ناراحت میشدی و سعی میکردی خودت بیای بغلم بشینی. ...
نویسنده :
مامان غزل و سحر جون
15:25












