کیف عمـــــو علی
دخمل جان حواسم نبود، وقتی داشتی بلوزمو می کشیدی که شیر بخوری، با یک کلیک اشتباه یکی از پست هام به نام برّه سواری پاک شد، حالا مجبورم دوباره، مفید مختصر برات بنویسم. تقریبا ده روز پیش وقتی رفته بودیم خونه آقاجونشون بابایی در کمدو باز کرد تا آثـــار فاخر از دوران کهن را به زن عموها نشون بده (مثل نوارهای قدیمی، عکس های قدیمی، کارنامه ها و ...) تو همین شلوغی تو هم یه کیف عروسکی را برداشتی و با ذوق شروع به حرکت کردی اون کیف، اوّلین کیف پیش دبستانی عمو علی بود، ( متعلّق به تقریباً 27 سال پیش) اووووووووووووووووووووه چه خوب و سالم مونده بود و چه کیف بامزه و قشنگی ! ! ! عمو محمّد نوارهای توشو خالی کرد تا تو راحت تر کیفو حمل کنی امـــــّ...
نویسنده :
مامان غزل و سحر جون
14:43










