شب نشینی پارکی
دو شب پیش(شب چهارشنبه) دوستامون ( خانواده ی علی اصغر) رفته بودند پارک و به دعوت رقیّه ما هم رفتیم پیششون
با علی اصغر خیلی بازی کردی و هر جا که می خواست با گوشی موبایلش بازی کنه تو جیغ بنفش می کشیدی که فقط با تو بازی کنه

وقتی هم که می خواستی خوراکی ناسالم مثل پفک بخوری، آقای حافظی ( بابای علی اصغر) با کلک و با روشهای نوین، پفک رو از تو می گرفت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شب نشینی پارکی 



